تبلیغات
بهداشت محیط زیست - مدیریت محیط زیست
زمین پاک و سالم=زندگی سالم

مدیریت محیط زیست

   نوشته شده توسط: هادی سیدپور    

اکوتوریسم

نیاز انسان به تفریح و تفرج جزء لاینفک وجود یک انسان است، انسان سالم انسانی است که در کنار کار وتلاش زمانی را به گردش در طبیعت نیز اختصاص دهد لذا این نیاز بشر ایجاد، مهیا نمودن وآماده سازی مراکز تفریحی وتفرجی طبیعی و یا مصنوعی را به مدیران دیکته می نماید. از آنجایی که محیط زیست طبیعی توان اکولوژیکی محدودی را برای استفاده های بشر دارا است و اکوسیستم های طبیعی از گنجینه های زیستی بشری محسوب می گردند که حفظ آن ها برای نسل های آینده ضرورت دارد. گردشگری صنعت یا پدیده ای است كه فعالیت های متعدد و متنوعی را در بر گرفته و از نظر تاثیر بر محیط زیست و اجزای تشكیل دهندة آن كاملاً حائز اهمیت می باشد.

 اكوتوریسم یك مسافرت و دیدار زیست محیطی مسئولانه به مناطق طبیعی بوده و هدف آن لذت بردن و استفاده از طبیعت است كه باعث تقویت حفاظت منابع شده و دارای تاثیرات منفی اندكی است و باعث فعال شدن جمعیت های محلی می شود كه از نظر اقتصادی و اجتماعی برای آنان مفید است.توسعه اکوتوریسم همگام با توان محیط زیستی سرزمین به عنوان یك ابزار وراهكار اثر بخش، نقشی اساسی در توسعه پایدار، خصوصا ارتقای سطح زندگی جوامع انسانی وحفظ تعادل طبیعی ایفا می نماید. در واقع می توان تحقق اصل پنجاهم قانون اساسی را در اکوتوریسم دید و از طرح های اکوتوریستی انتظار داشت. روستاهای تفت یکی از زیبا ترین مناطق تابستان گذرانی یزدی ها و تفرجگاهی در ایران است که مردم یزد خانه های زیبای خود را در میان باغهای مجلل و پر از درختان میوه برپا ساخته اند. ارزیابی توان محیط زیست به انسان کمک می کند تا به همراه طبیعت حرکت کند و از سرزمین به اندازه توان یا پتانسیل تولیدی آن بهره وری نماید، تا از این طریق بتواند جلوی فقر و ضایع شدن سرزمین را بگیرد.

مهم است كه به طور واضحی منابع اكولوژیكی در معرض ریسك، ارزشها یشان، هزینه‌های حفاظت(یا عدم حفاظت) منابع اكولوژیكی را شرح دهند. یکی از هدفهای ارزیابی توان شناسایی منابع است تا با شناخت کامل احتمال تخریب منابع کاهش یابد. هدف از انجام مطالعه، توجه به بارگزاری های اصولی به منظور کاربری اکوتوریسم با استفاده از روش تصمیم گیری چند معیاره که توان یابی و ارزش دهی به هر بخش از حوضه و فاکتور های محیطی را به شکل دقیق انجام می دهد، ضمن اینکه این مطالعه نمونه ای نسبتا کامل از به کار گیری فن آوری و تکنیک های سنجش از دور وسیستم های اطلاعات جغرافیایی است و نتایج حاصله دارای ارزش بالایی می توانند باشند. باتوجه به قابلیت گردشگری حوضه آبخیز میانکوه، صنعت گردشگری رو به افزایش است و قابلیت ها و ظرفیت های بالقوه طبیعی و فرهنگی منطقه از دیر باز مورد توجه ساکنین بوده است

سال سیاه محیط زیست ایران؛ مدیریت رو به رشد یا ناکارآمد؟

به گزارش شبکه خبری دزفول(دز ان ان) به نقل از تابناک، «ایران یکی از ده کشور اصلی تخریب کننده محیط زیست در جهان است»؛ این اعتراف کسی نیست، جز آقای «محمد جواد محمدی زاده»، ریاست سازمان حفاظت محیط زیست که این جمله را در همان آغازین روزهای صدارتش بر سبزترین صندلی کابینه دهم انجام داد. البته بعدها خبری از قول وی منتشر شد، مبنی بر این که «موفقیت های سازمان در دوره ریاست او، رشدی سه برابری داشته است»!
به گزارش «تابناک»، شواهد بسیاری گویای این واقعیت است که محیط زیست ایران زمین با وجود پتانسیل های شگفت انگیز و منحصر به فرد جهانی، هم اکنون با روندی شتابان رو به نابودی و قهقراست.
با وجود این ادعا، امروز شاید کمتر ناظر بی طرفی را بتوان پیدا کرد که عنوان سیاه ترین سال محیط زیست ایران را مناسب سال ۱۳۸۹ نداند؛ سالی که بیش از دویست هزار هکتار از محدوده طبیعی دریاچه ارومیه به نمکزار تبدیل شد؛ دریاچه پریشان با عنوان بزرگترین دریاچه آب شیرین داخلی کشور، کاملاً خشک شد و بسیاری دیگر از تالاب ها و دریاچه های دیگر کشور هم بدترین وضعیت خود را تجربه کردند که از آن میان، باید به تالاب بختگان، انزلی، گاوخونی، میقان، طشک، کم جان، هامون، مهارلو، میانکاله، گندمان، شادگان، هورالهویزه، هورالعظیم و … اشاره کرد.
این سیاهه، هنگامی نگران کننده تر می شود که بدانیم وضعیت بیشتر رودخانه های دایمی کشور هم در این سال، بسیار ناگوار بوده است که از آن جمله باید به کاهش شدید آب رودخانه کارون ـ که زمانی پرآب ترین رود ایران بود ـ اشاره شود؛ وضعیتی که سبب شده تا نزدیک یک میلیون نفر از نخل های پایاب این رودخانه در خرمشهر و اروندکنار در اثر شوری و خیز معکوس آب از خلیج فارس تلف شوند. همین گونه خشک شدن رودخانه زاینده رود به عنوان تنها شریان حیاتی مرکز ایران فاجعه ای بود که کمتر مسئول و رسانه ای آن را جدی گرفته باشد.
اما همه خبرهای بد، تنها به خشکسالی و اثرات متأثر کننده آن محدود نمی شود، چه، اگر با وجود مخالفت بسیاری از متخصصان محیط زیست، سازمان حفاظت محیط زیست مجوز صدور و اکتشاف نفت در پارک ملی کویر و توسعه تأسیسات نفتی عسلویه در مجاورت منطقه حفاظت شده «مند» را می دهد؛ اگر پارک ملی نایبند در برابر چشمان ریاست سازمان حفاظت محیط زیست، پرپر می شود؛ اگر بیش از یک ماه، ارزشمندترین پارک ملی کشور در گلستان می سوزد؛ اگر به بهانه انتقال لوله گاز بیش از هزاران درخت بلوط در دنا و با مجوز سازمان حفاظت محیط زیست قطع می شود؛ اگر شتاب سدسازی و طرح های انتقال آب، همچنان وضعیت پایاب بیشتر رودخانه ها و جلگه های حاصلخیز کشور را بحرانی تر می کند؛ اگر وزارت راه با نگاه صرف عمرانی و ضد محیط زیستی خود بدون درک ارزش افزوده اکولوژیک محیط زیست جنگل ابر بر احداث جاده در دل این زیباترین جنگل پای می فشارد، همه و همه نشانه آن است که سازمان حفاظت محیط زیست نه تنها نتوانسته از شیب منفی تخریب طبیعت ایران بکاهد، بلکه در سالیان اخیر، بر شتاب این شیب هم شوربختانه افزوده شد.
پدیدار شدن نشانه های فرونشست زمین در استان اردبیل، یورش به دیرینه ترین باغ گیاه شناسی ایران در نوشهر و نابودی ۱۱۲۹۵ اصله درخت در کمتر از هفتاد دقیقه، سوختن چهل هزار هکتار از رویشگاه های جنگلی ایران، مجوز احداث جاده در تالاب میانکاله، سقوط چهارده پله ای ایران در جدول شاخص عملکرد مقابله با تغییرات اقلیمی، پناه بردن پلنگ ها به دکل های برق فشار قوی، رکوردشکنی آلودگی هوا در تهران و چند کلانشهر دیگر ایران و در مورد اخیر دفن بی خردانه زباله های کلاردشت در جنگل های رنگین و منحصر به فرد جهان در عباس آباد… از معضل کاهش سطح آب های زیرزمینی تا نابودی حیات وحش و تخریب مناطق حفاظت شده؛ از عدم تحمل نقد و تضعیف فرصت ها برای سازمان های مردم نهاد تا ضعف های ساختاری و مدیریتی و ناکارآمدی دستگاه های اجرایی مربوط به محیط زیست و سرانجام، ضعف اعتقاد برخی از مسئولان و صاحب منصبان به موضوع محیط زیست و عدم پرداخت جدی به معضلاتی که روز به روز در شکل پیچیده تری نمایان می شود، در حالی به رخ می دهد که مدیریت درست محیط زیست، یکی از مولفه های مهم حکمرانی مطلوب به شمار می رود.
در این باره، البته از دستگاه های قانونگذاری و نظارتی مانند مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه نیز انتظار می رود هر یک رسالت خویش را ایفا کنند.
آمارها نشان می دهد، مساحت کل جنگل های ایران (طبیعی و دست کاشت) نزدیک ۲/۱۴ میلیون هکتار است که البته در گذشته ‌نه چندان دور، این میزان به هجده میلیون هکتار می رسید؛ اما در اثر افزایش جمعیت، توسعه‌ شهرها و زمین های کشاورزی، ایجاد تأسیسات و صنایع و همچنین تخریب و تجاوز و در پایان، بی توجهی مسئولان میزان آن کاهش چشمگیری یافته است. تخریب جنگل ها و شکار گونه های نادر وحشی در حالی ادامه دارد که سازمان حفاظت محیط زیست و دستگاه های مسئول، با وجود آگاهی از چنین تخریب های وحشتناکی، اقدام جدی نکرده اند.

از سوی دیگر، معضل آلودگی هوا امروز به یک تهدید جدی در شهرهای بزرگ تبدیل شده و هر ساله، جان بسیاری از انسان ها را می گیرد، به گونه ای که امروز آلودگی ناشی از گرد و غبار، ترافیک سنگین، وجود خودروهای قدیمی گازوئیل ‌سوز (اتوبوس های دولتی)، نبود شبکه حمل و نقل عمومی مناسب و استفاده زیاد از خودروهای شخصی، وجود پالایشگاه ها در درون و حاشیه شهر، استقرار کارخانه‌ها و صنایع آلوده در حوالی شهرهای بزرگ، از جمله علل اصلی افزایش آلاینده ها در هوای کلان شهرها به شمار می آید.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان محیط زیست بر این باورند که در سال های اخیر، روند منقرض شدن برخی گونه ها همچون قوچ ایرانی در مناطق خوش ییلاق بسیار دیده شده و این امر از سوی سازمان حفاظت محیط زیست مورد توجه قرار نگرفته است.
کارشناسان کمبود امکانات و تجهیزات و غیر مسلح بودن و عدم اجازه شلیک محیط بانان در مناطق حفاظت شده را یکی از علل ناتوانی محیط بانان در مقابله با شکارچیان غیر مجاز می دانند و بر این باورند در بیشتر مناطق حفاظت شده محیط بانان تجهیزات لازم برخورد با شکارچیان غیر مجاز را ندارند؛ بنابراین، برای مقابله با آنان همواره با مشکلات عدیده ای روبه رو هستند و این امر حتی انگیزه آنان را برای مقابله با شکارچیان از دست داده است.

با وجود این که رییس سازمان حفاظت محیط زیست از آغاز تصدی مسئولیت در این سازمان بر رفع مشکلات محیط بانان تأکید کرده بود و وعده تأمین تجهیزات و امکانات آنان را داده بود، ولی همچنان محیط بانان از وضعیت معیشتی و تجهیزات خود گله مند هستند و جان باختن چند تن از آنان در مناطق حفاظت شده توسط شکارچیان سودجو، گواه این امر است.
تجهیزات در اختیار محیط بانان، حتی پاسخگوی حفاظت از خودشان هم نیست و این امر باعث شده تا هر از چند گاهی از کشته شدن آنان به دست قاچاقچیان باشیم؛ محیط بانانی که به رغم نداشتن تجهیزات دفاعی مجبورند حتی مدت زمان طولانی در مناطق حفاظت شده هستند و این در حالی است که هیچ گاه اعتراض آنان به جایی نرسیده است.

مسئولانی که حفاظت از محیط زیست کشور، وظیفه اصلی آنان است، چرا در برابر چنین رخدادهایی که خود مسبب اصلی آن هستند، سکوت می کنند و به کاستی ها و بی توجهی های خود اعتراف نمی کنند؟!
بر پایه گزارش بانک جهانی، میزان خسارت سالانه آلودگی هوا در کشور، ۱۴ هزار و ۴۲۰ میلیارد ریال است که این رقم معادل ۶/۱ درصد تولید ناخالص داخلی است. آمارهای دیگر این بانک نشان می دهد، مرگ و میر ناشی از آلودگی هوای شهر در تهران، سالانه صد میلیارد ریال یعنی ۵۷ درصد از تولید ناخالص ملی به اقتصاد ایران خسارت وارد می کند.
همچنین خسارت ناشی از ابتلای افراد به بیماری های مرتبط با آلودگی هوا، هر ساله معادل دو هزار و صد میلیارد ریال و خسارت مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا هزار و ششصد میلیارد ریال برآورد شده است.
آلودگی هوا، افزون بر بروز پیامدهای منفی در حوزه اقتصادی، ضریب سلامت و بهداشت شهروندان را شدیدا در معرض خطر جدی قرار می دهد. سالانه نزدیک چهل هزار شهروند تهرانی به دلیل مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا که چهار برابر بیشتر از نرخ مرگ و میر ناشی از بیماری ایدز است، می میرند.
همچنین این رقم ۶/۲ برابر نرخ ناشی از سرطان خون و ۵/۱ برابر تلفات ناشی از تصادفات رانندگی برآورد شده است. هر تهرانی روزانه به طور متوسط ۶۰۰ گرم از انواع آلاینده را استنشاق می کند. این در حالی است که به دلیل بالا بودن میزان هیدورکربن های حلقوی در هوا، میزان بیماری سرطان در تهران هم افزایش یافته و شهروندان در معرض ابتلا به بیماری مرگبار قرار گرفته اند.
در همین زمینه، توجه به این آمارگیری قابل توجه است: سالانه ۴۱ میلیون تن گازهای گلخانه ای و روزانه شانزده تن ذرات پلاستیک و هفت تن آزبست لنت ترمز در هوای شهر تهران منتشر می شود که تهدیدی جدی برای سلامت شهروندان است.
تأکید می شود؛ آلودگی هوا که عمدتا ناشی از رفت و آمد نزدیک ۵/۳ میلیون خودرو و ۵/۲ میلیون موتورسیکلت است، مسئول بیماری های گوناگونی است و روی افراد گوناگونی تأثیر می گذارد.
آلودگی هوا روی افرادی که بیماری های حاد برونشیت، آسم، چشم و قلب دارند، شدیدتر است. سقط مکرر جنین، نازایی، ناباروری، وجود خشونت و رفتارهای خصمانه بین مردم و… همگی ناشی از همین آلودگی هواست.
این گزارش می افزاید: یکی از نهاد های اجرایی که عملکرد آن در کشور ما کاملا در تضاد با محیط زیست قرار دارد بخش عمران و راه و ترابری است. عملکرد غیر مسوولانه تخریب پارک ملی گلستان با احداث بزرگراه گرگان مشهد با عرض ۱۵۰ متر در آن که همراه با تخریب جدی محیط زیست منطقه بوده است، نابودی حیات وحش نادر موجود در پارک، جداسازی اکولوژیک گونه ها، نابودی بستر رودخانه های موجود جهت به کارگیری در زیر سازی این راه، نابودی و ریشه کن کردن گونه های منحصر به فرد درختان کهنسال این پارک که از مهم ترین پیامد های آن وقوع سیلاب های مرگ آفرین سال های اخیر بوده است، تنها و تنها برای کوتاه تر کردن ۵ کیلومتری مسیری بوده که می توانست با عبور از بخش خارجی شمال پارک از صدمه به این پارک با ارزش جهانی جلوگیری نماید.
پافشاری غیر مسئولانه مدیران راه و ترابری استان سمنان بر احداث جاده در میان جنگل ابر به رغم وجود یک جاده عبوری در کنار آن جدای از شایبه سودجویی های آتی و دلال کاری زمین های پیرامون جاده در آینده گویای این واقعیت است که مسئولان عمران و راه سازی کشور از کمترین اطلاعات و آگاهی های ارزش های فرابخشی و بلند مدت محیط زیستی بی بهره هستند و ارزش های هنگفت اکولوژیک محیط زیست را فدای معیار شخصی و کوتاه مدت ارزش گذاری سرمایه و زمین می کنند.
همین نگاه عمومی ضد محیط زیستی است که به جای راه کوتاه تر و غیر مضر برای محیط زیست تهران ـ لار ـ بلده ـ نور که بخشی از آن سال ها است وجود دارد به ساخت آزاد راه تهران شمال (تهران ـ چالوس) می انجامد تا با تخریب بخش عمده ای از ذخایر با ارزش اکولوژیک منطقه البرز مرکزی عده ای سودجو را در خرید و فروش زمین های مسیر آزادراه به نان و نوایی برساند.
اوج نگاه ضد محیط زیستی که شاید ناشی از ناآگاهی رسانی محیط زییت در تمام سطوح جامعه باشد، در سخنان آقای دکتر بهبهانی، وزیر سابق راه و ترابری دیده می شود؛ آنجا که ایشان در دفاع از نابودی جنگل ابر با احداث جاده در دل این جنگل منحصر به فرد در جهان گفته است: «اگر جاده در دل جنگل ابر احداث شود، مهار آتش جنگل با حضور ماشین های آتش نشانی ممکن می شود!»؛ جالب این که در قوانین موجود در رشته های عمران و راه سازی نه تنها کوچک ترین اشاره ای به اهمیت محیط طبیعی و حفظ آن نشده بلکه در بخش هایی از آن تأکید شده عوارض طبیعی (از جمله جنگل ها، مراتع، رودخانه ها و…) به عنوان مانع به هر طریق ممکن باید از سر راه برداشته شوند تا ساخت راه مورد نظر به انجام برسد. نکته دیگر این که در هنگام صدور پروانه ساختمان همه چیز به شدت کنترل می شود غیر از ضرورت کاشت درخت و توسعه فضای سبز و معمولا از هیچ متقاضی خواسته نمی شود که در زمینی که می خواهد در آن بنایی بسازد درختی نیز بکارد.
سال هاست که طرفداران و فعالان محیط زیست در ایران به شنیدن خبرهای تخریب، آتش سوزی، شکار غیرقانونی، انقراض گونه های اندمیک، خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها و آلوده شدن شتابان آب، هوا و خاک وطن عادت کرده اند، ولی پرسش این است که چرا این روند هنوز متوقف نشده است؟ بی گمان اگر مردم هر کشوری، ضرورت دفاع و پاسداری از محیط زیست را درک کنند، باعث خواهند شد که دولتمردان به سمت حفاظت از این مواهب طبیعی سوق یابند.
یکی از مهمترین مشکلات محیط زیست ایران فقر فرهنگی است؛ فقری همراه با فقر اقتصادی. در کشوری که بنا بر آمار رسمی، دست کم پانزده میلیون نفر زیر خط فقر مطلق اقتصادی زندگی می کنند و آمار غیر رسمی این رقم را تا ۳۵ میلیون نفر اعلام می کند از نقشی عمده در نابودی محیط زیست ایران برخوردار است.

ما در کشوری زندگی می کنیم که مردمش برای قلیان و سیگار کشیدن و خوردن شبه غذاهای مضر همچون پفک نمکی و سوسیس و کالباس و همبرگر، نسبت به مسائل فرهنگی هم وقت بیشتری می گذارند و هم پول بیشتری هزینه می کنند.
متأسفانه، از آنجا که دغدغه های محیط زیستی از وزن سیاسی در خور در جامعه ما برخوردار نیست، دولتمردان به حمایت از مولفه های زیست محیطی توجه نمی کنند و به همین ترتیب، رسانه های گروهی و رادیو تلویزیون هم خودشان را مجاب نمی کنند که حتی بخشی کوچک از فعالیت های خود را به مسائل محیط زیستی اختصاص دهند و همه این مسائل دست به دست هم داده تا وضعیت کشور ما با این جا که اکنون هست، رسیده است.
اما یادآوری بخش هایی از مشکلات مدیریتی سازمان حفاظت محیط زیست نیز ضروری به نظر می رسد:

۱ ـ در حالی که در اثر بستن جریان آب رود هیرمند به دریاچه آب شیرین هامون که توسط دولت افغانستان صورت پذیرفته، این دریاچه مهم تاریخی و اکولوژیکی ایران کاملا خشک شده و فاجعه محیط زیستی در آن سامان صورت پذیرفته و با نابودی اکوسیستم طبیعی منطقه و هزاران هکتار زمین کشاورزی، روستاییان زمین های نمک سود خود را رها کرده و به دیگر مناطق مهاجرت کرده اند و افزون بر آن، زیستگاه زمستان گذرانی هزاران هزار پرنده مهاجر نیز به نابودی کشیده شده، با وجود اختصاص مبلغ پانصد میلیون دلار از سوی ایران برای بازسازی افغانستان در برابر چهارصد میلیون دلار اختصاص یافته از سوی ۲۷ کشور اتحادیه اروپا، چه اقدام هماهنگ مقامات سیاسی دیپلماتیک و محیط زیستی ایران برای ملزم کردن دولت افغانستان برای باز کردن حقابه ۲۰ درصدی ایران از رود هیرمند ـ که در توافقنامه ۱۳۵۰ شمسی افغانستان با دولت ایران آن را امضا کرده اند ـ انجام پذیرفته است؟

۲ ـ برای پیشگیری از هجوم ریزگردها که سلامتی بسیاری از ایرانیان را در معرض خطر قرار داده است، چه همکاری بین سازمان محیط زیست و وزارت خارجه به انجام رسیده است؟ آیا در حالی که دولت عراق، همواره از پرداخت هزار میلیارد دلار خسارت جنگ تحمیلی به ملت ایران به بهانه های گوناگون شانه خالی می کند، این پذیرفتنی است که هزینه اقدامات غیر مسئولانه و بی توجهی دولت های عربی برای توسعه ریز گردها از جیب ملت ایران پرداخت شود؟ چرا به جای این کار از پتانسیل کمک های مالی سازمان های بین المللی محیط زیستی برای رفع معضلات محیط زیستی عراق و عربستان استفاده نمی شود.

۳ ـ چه کاری برای برآورد ارزش اقتصاد منابع طبیعی و محیط زیست ایران انجام پذیرفته، آیا اصولا ارزش گذاری اقتصادی محیط زیست طبیعی ایران جایگاهی در برنامه های بلند مدت سازمان محیط زیست دارد؟ آیا سازمان حفاظت محیط زیست هنوز به این نتیجه نرسیده که با مدیریت درست محیط زیست ایران به ویژه با توسعه صنعت پول ساز اکوتوریسم (محیط زیست گردی)، طبیعت بینی و پرنده بینی و… جوامع محلی و بومی به جای تخریب ناگزیر برای تأمین نیازهای حداقلی اقتصادی خود، برای بهره مندی اقتصادی خود هم که شده به حامی و حافظ محیط زیست از جمله جنگل های ناب و منحصر به فرد شمال ایران و حیات وحش در معرض خطر انقراض و طبیعت در معرض تهدید مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست تبدیل شوند؟

۴ ـ اقدام سازمان حفاظت محیط زیست در برابر اقدام یک طرفه و بی سر و صدای امارات برای تغییر اکوسیستم طبیعی خلیج فارس و خشک کردن بخش های گوناگون این دریا برای پروژه های بلندپروازانه و عظیم نخیل چه بوده است؟ فراموش نکنیم که خشک کردن و ایجاد شهر های مصنوعی درون خلیج فارس از نظر سیاسی و جغرافیایی نیز می تواند توسعه طلبی ارضی و تجاوز به حریم مرزهای دریایی ایران در خلیج فارس را تو سط امارات در آینده توجیه کند.

چه اقدام هماهنگی بین سازمان محیط زیست و نهاد های مربوط از جمله وزارت خارجه در این مهم انجام گرفته؟ آیا سازمان حفاظت محیط زیست برای جلوگیری از تخریب سنگ های صخره ای کوه های خراسان و فارس و کرمان و انتقال قاچاق این منابع طبیعی ایران زمین به امارات و به کارگیری آن ها برای خشک کردن خلیج فارس و ایجاد شهرهای جدید توسط عرب ها هیچ کاری انجام داده است؟
در همین راستا دوستداران محیط زیست منتظرند ببینند بیلان اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست در برابر صید مخفیانه و غیر مجاز و قاچاق حیات وحش نادر و در معرض انقراض ایران از جمله شاهین و هما و هوبره و دلیجه و عقاب و… به شیخ نشین های خلیج فارس که هر روز ابعاد وسیع تری می یابد، چه بوده است؟!

۵ ـ عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست برای نجات سیزدهمین دریاچه دنیا (ارومیه) چه بوده است؟ در اثر ایجاد سدهای متعدد روی رودخانه های تأمین کننده آب این دریاچه، میزان شوری دریاچه ارومیه از ۷۰ میلی گرم در لیتر به ۳۰۰ میلی گرم در لیتر رسیده که عملا زندگی مردم همجوار منطقه، کشاورزی روستاییان و زندگی تنها موجود زنده آبی این منطقه یعنی آرتمیا و نیز زندگی پرندگان بومی و مهاجر دریاچه ارومیه را در معرض تهدید جدی قرار داده است. آیا بهتر نیست به جای کمک گرفتن سازمان حفاظت محیط زیست از روسیه برای بارور کردن ابرها بر فراز ارومیه ـ که برای ایرانیان همواره بسیار پرهزینه بوده است ـ با همکاری سازمان محیط زیست با سازمان های مرتبط با مدیریت منابع آب با مهار و انتقال منابع آبی و رودخانه های مرزی که از کردستان ایران بی استفاده به عراق می رود و آب دجله را تأمین می کند، احیای دریاچه ارومیه به انجام برسد؟

۶ ـ عملکرد سازمان محیط زیست با مشکل آلودگی هوای تهران چه بوده است؟ بر پایه برآوردها، روزانه نزدیک سه هزار تن منواکسید کربن، ۴۵ تن هیدروکربن سوخته، ۱۳۰ تن اکسید ازت، ۳۰ تن اکسید گوگرد، ۳۰ تن ذرات معلق، ۲ تن سرب در تهران تولید و به هوا متصاعد مى شود. ۸۰ درصد این آلودگى ها در شهر تهران، ناشى از وسایل نقلیه موتورى است، به گونه ای که گفته مى شود، آلودگى هاى تهران ۲‎/۸ برابر استاندارد جهانى است. آلودگى هایى که منجر به مشکلات تنفسى، روحى، گوارشى و حتى مرگ مى شود.
در این رابطه، آمارها حاکى است، نزدیک هفت هزار نفر در سال بر اثر آلودگى هوا جان خود را از دست مى دهند.

۷ ـ با توجه به گسترش روز افزون مواد غذایی غیر بهداشتی، بطری های پت برای انواع نوشیدنی ها و ظروف یک بار مصرف پلاستیکی که افزون بر بیماری زا بودن و افزایش احتمال سرطان برای مردم به شدت آلاینده محیط زیست هم است، چه هماهنگی هایی بین سازمان محیط زیست و وزارتخانه های بهداشت و صنایع شده است؟ و…
بدیهی است، بیان این نکات به معنای این نیست که افکار عمومی و رسانه ها به عنوان چشم بیدار مردم، انتظار حل همه این مشکلات را در یک دوره مدیریت داشته باشند، بلکه مسأله اینجاست که دستگاه های مسئول در این باره چه کارهایی انجام داده و چه تلاش هایی کرده اند؟ قطعا توقع زیادی نیست، اگر افکار عمومی به روشنی از فعالیت های مسئو

مدیریت اكولوژیكی

     یكی از نتایج كنفرانس ریو در سال 1992 تشكیل انواع كنوانسیونها در رابطه با مسائل جنگل ازجمله كنوانسیون حفظ تنوع زیستی (Convention on Biological Diversity) است كه اهداف این كنوانسیون از نظر رعایت و اجرائی قانونی و اجباری هستند. كنوانسیون تنوع زیستی سه هدف عمده و بلند مدت از قبیل حفظ تنوع زیستی, استفاده پایدار از تنوع زیستی و سهم بری عادلانه از درآمدهای حاصله از استفاده از منابع ژنتیكی تنوع زیستی دارد . در سال 1995 در جاكارتا در یك كنفرانس اعضاء این كنوانسیون تصمیم گرفتند كه برای حفظ تنوع زیستی باید چهار چوب مدیریت اكوسیستمی مدنظر قرار گیرد, ولی تعریفی از مدیریت اكوسیستمی در این كنفرانس ارائه نگردید . اما در سال 1998 در اجلاس مالاوی (Malawi) یك تعریف اولیه از مدیریت اكوسیستمی و یك سری اصول آن (حدود 12 اصل) كه به اصول مالاوی معروف است توسط كارشناسان مربوطه تهیه و منتشر گردید . بدنبال آنهم در سال 2000 میلادی طی یك اجلاس با شركت كشورهای عضو كنوانسیون تنوع زیستی یك تشریحی از مدیریت اكوسیستمی, دوازده اصل و پنج راهنمای عملیاتی تهیه و ارائه شد . مدیریت اكوسیستمی در كشور آمریكا تئوریزه شده است و آنرا برای مدیریت اكوسیستم ها (جنگل, مرتع, دریاها و غیره) مناسب و مفید میدانند . در سال 1998 این نوع مدیریت برای بخش جنگلداری توسعه داده شد و بر طبق این روش مدیریت اكوسیستمی در جنگلداری باید نكات ذیل را مورد توجه قرار دهد .

  1. تأكید مدیریت برای پایداری بلند مدت منابع
  2. حفظ و تقویت تنوع زیستی
  3. تفكر در بعد وسیع زمانی و مكانی
  4. تلفیق سیستم های اقتصادی, اجتماعی و اكولوژیكی در برنامه ریزی
  5. سازگار و بهنگام كردن طرح جنگلداری بر طبق پایش و اطلاعات جدید علمی
  6. توجه به پیچیدگی و روابط بین اكوسیستم ها
  7. قبول انسان بعنوان جزئی از اكوسیستم ها

رعایت نكات فوق بعنوان اصول مدیریت اكوسیستمی باید در سطوح مختلف مدنظر قرار گیرند . از نظر كنوانسیون تنوع زیستی رویكرد اكوسیتمی بشرح ذیل تعریف شده است . (سال 2000) :

” رویكرد اكوسیستمی یك راهبرد (استراتژی) برای مدیریت تلفیقی و یكپارچه سرزمین, آب و منابع زیستی میباشد كه موجب ارتقاء و استفاده پایدار از آنها بطریق رعایت عدالت اجتماعی است. “

از نظر كنوانسیون تنوع زیستی در رویكرد اكوسیستمی باید با استفاده از متدولوژی های علمی مناسب، ساختار طبیعی, فرایندها و عملكردها و روابط متقابل بین موجودات زنده و محیط آنها را مورد ملاحظه قرار داد و انسان با تنوع فرهنگی جزئی از انواع اكوسیستم ها محسوب میشود . ضمناً این كنوانسیون، اكوسیستم را یك واحد عملكردی میداند كه سطوح آن بر حسب نوع مسئله مورد بررسی فرق میكند . بطوریكه سطوح آن میتواند از یك ذره خاك, یك بركه, جنگل، بیوم و كل بیوسفر را شامل گردد . بطور كلی كنوانسیون تنوع زیستی علاوه بر دوازده اصل چندین راهنمای عملی برای پیاده كردن اصول دوازده گانه بشرح ذیل پیشنهاد نموده است :

  1. توجه و تمركز به عملكردها و فرایندهای داخل یك اكوسیستم
  2. تقویت تقسیم عادلانه درآمدها
  3. بكار بردن مدیریت سازگار و بهنگام
  4. پیاده كردن عملیات اجرائی مدیریت در سطح مناسب برای هر مسئله مورد نظر از طریق تمركززدائی و انتقال قدرت به سطوح پائین در حد ممكن
  5. تقویت و تضمین همكاریهای فرابخشی

مقایسه اجمالی دو مفهوم

دو مفهوم جنگداری پایدار و مدیریت اكوسیستمی اگر چه بطور جداگانه توسط نهادها و ارگانهای مختلف پایه گذاری و بكار گرفته میشوند ولی با اینحال نكات مشترك و در ضمن تفاوتهای بین آنها وجود دارد نكات برجسته مقایسه بین دو مفهوم عبارتند از:

  1. هر دو مفهوم به عنوان هدف بلند مدت, مدیریت, حفاظت و بهره برداری پایدار از منابع طبیعی و تجدید شونده را در نظر میگیرند .
  2. هر دو مفهوم برای خود بطور جداگانه دارای ”اصول“ هستند
  3. اصول مشترك بین دو مفهوم بیش از اصول متفاوت آنها است
  4. فصل مشترك دو مفهوم در زمینه های حاكمیت ملی بر جنگل, حس وظیفه, مشاركت,‌ پرداخت هزینه آلود كردن, عدالت اجتماعی بین نسل ها, حفاظت ساختار و عملكرد اكوسیستم ها, استفاده پایدار و چندمنظوره از منابع, ارزیابی زیست محیطی اثرات بهره برداری و در نظر گرفتن مناطق حفاظت شده است .
  5. تفاوتهای مفهومی بین جنگداری پایدار و مدیریت اكوسیستم در ارتباط با فعالیت های بخشی و فرابخشی و همچنین تقسیم عادلانه درآمدها است . كه در جنگلداری پایدار به فعالیت بخش جنگلداری تأكید اما در مدیریت اكوسیستمی به مدیریت فرابخشی و تقسیم عادلانه درآمد بیشتر توجه میشود . نكته دیگر تفاوت بین این دو مفهوم در این است كه در جنگلداری پایدار تولید مدنظر مدیریت است در حالیكه در مدیریت اكوسیستمی مدیریت بر حفاظت تأكید فراوان دارد .

نتیجه گیری :

در سال 2003 طی یك اجلاس كارشناسی كنوانسیون تنوع زیستی در رابطه با مقایسه دو مفهوم جنگلداری پایدرا و مدیریت اكوسیستمی, شركت كنندگان پس از بحث و گفتگو به این نتیجه رسیدند كه :

-       جنگلداری پایدار را میتوان بعنوان وسیله ای برای بكاربردن رویكرد اكوسیستمی مورد توجه قرار داد . ضمناً از ابرازهای جنگلداری پایدار از قبیل معیارها و شاخص های جنگلداری پایدار, برنامه ملی جنگل, جنگل مدل و برنامه گواهی جنگل بعنوان ابزاری برای پیاده كردن مدیریت اكوسیستمی استفاده بعمل آورد .

-       مدیریت اكوسیستمی برای بدست آوردن نتایج بهتر باید, اهداف كوتاه مدت و بلند مدت برای مناطق و مسائل مختلف خود داشته باشد .

-       جنگلداری پایدار باید به توسعه همكاریهای فرابخشی و بین بخشی و رابطه متقابل جنگل با سایر اكوسیستم ها و حفظ منظره و حفظ تنوع زیستی تأكید نماید .

با توجه به بررسی و مقایسه دو مفهوم میتوان نتیجه گیری نمود كه هر دو مفهوم به پایداری زیست محیطی, اجتماعی و اقتصادی برای نسل های فعلی و آینده در مدیریت منابع طبیعی تأكید و اعتقاد دارند . جنگلداری پایدار با اكوسیستم جنگلی ولی مدیریت اكوسیستمی با حفظ تنوع زیستی در انوا ع اكوسیستم ها رشد و توسعه پیدار كرده اند . در آینده این دو مفهوم میتوانند به همدیگر نزدیك شوند كه نتیجه آن حفاظت و مدیریت پایدار از منابع جنگلی در طرح جنگلداری, سطح ملی و بین المللی خواهد بود .

لین آگاه شده و از کم کاری های آنان گله مند باشند.


  -------------- ----------- -----------
صفحات
نویسندگان
برچسب ها
نظر سنجی
آیابرای نویسندگی و طراحی وتشکیل انجمن می توانید دست دوستی داده و با ماهمکاری کنید؟



دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
 ------------------------------------------

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

-------------------- -------------- --- تماس با ما ------------------------ ---------------------------
 ------------------------
weblogbartar.ir
weblogbartar.ir
------------------ -------------------------




------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
------------------------------------
-------------------------------- ------------------------------- -----------------------------

بهداشت محیط زیست

-----------------------------

بهداشت محیط زیست

------------------------------ --------------------------------
--------------------------
--------------------------------- تماس با ما ------------------------