تبلیغات
بهداشت محیط زیست - اكولوژی Ecology
زمین پاک و سالم=زندگی سالم
واژه Ecology از لغت یونانی oikos به‌معنای مسکن و پسوند Logos به‌معنای شناخت، اولین‌بار توسط ارنست هکل (Ernst Haeckel: 1834-1919) زیست­شناس آلمانی در سال 1869 بیان شد.[1]
اکولوژی به‌معنای "محیط‌شناسی" عبارت است از مطالعه زیست یا بوم که چگونگی اشغال زمین توسط موجودات زنده و همچنین، نحوه تنسیق آنان در اماکن و چگونگی کنش و واکنش بین این موجودات با یکدیگر را شامل می­شود. پس محیط‌شناسی، دانش شرایط هستی و تعامل یا کنش و واکنش بین موجودات زنده و محیط و یا دانش مرتبط با روابط موجود زنده و محیط می­باشد.[2] به‌عبارت کلی‌تر، بوم‌شناسی به مطالعه رابطه میان صور زندگی با محیط طبیعی اطلاق می‌شود.[3]
هر چند بوم‌شناسی در علوم طبیعی ریشه دارد ولی دانشمندان علوم اجتماعی نیز در سده گذشته، اصول آن را برای مطالعه جمعیت‌های انسانی به‌کار برده‌اند.[4] هنگامی که محیط‌شناسی در مورد انسان به‌کار می­رود به چگونگی استقرار انسان در جغرافیا و مخصوصا شیوه­های تجمع انسان‌ها و سکونت آنان در جغرافیا توجه دارد. از نظر مک‌کنزی (Mac kenzie)، محیط‌شناسی انسانی، مطالعه وابستگی متقابل و گروه‌بندی انسان‌ها در فضاست. او در اثرش با نام شهر (City: 1925) می­گوید: «محیط‌شناسی اجتماعی از آن‌رو به مطالعه روابط موجودات انسانی در چارچوب فضا و زمان می­پردازد که این روابط از نیروهای گزیننده، توزیع کننده، و انطباق‌بخش محیط طبیعی تأثیر می­پذیرند.»[5]
محیط‌شناسی یا بوم‌شناسی، در اصطلاح جامعه‌شناختی نام یکی از مکاتب مطرح در حوزه جامعه‌شناسی شهری است. بنیانگذار این مکتب که به مکتب شیکاگو نیز معروف است رابرت پارک (Robert Ezra Park: 1864-1944)، است که در سال 1916 پس از ورود به دانشگاه شیکاگو مقاله­ای تحت عنوان "شهر: پیشنهادی برای تحقیق درباره رفتار انسان در محیط شهری" نوشت و جامعه را به ارگانیسم تشبیه کرد.[6] در این مقاله وی، رویکرد بوم‌شناسی را به اختصار، در آغاز ذکر کرده است. پارک در اینجا نیز این رویکرد را یکی از رویکردهای چهارگانه نسبت به شهر تلقی نموده است؛ سه رویکرد دیگر؛ جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی محسوب می­شوند.[7] پارک تلاش کرده که از مفاهیم زیست‌شناختی برای فهم شهر کمک بگیرد. وی در زمانی طرح خود را ارائه کرد که کاربرد نظریه اجتماعی داروین از شهرت عمومی برخوردار بود. داروینیسم اجتماعی از مفاهیم زیست‌شناختی برای توجیه نابرابری‌های اجتماعی براساس مفاهیمی چون بقای اصلح استفاده می­کرد. در واقع پارک روش­شناسی خود را از امیل دورکیم گرفته بود و نظریه خود را از چارلز داروین اخذ کرده بود. در مکتب اکولوژی به رابطه میان ارگانیسم و محیط می­پردازد و این برگرفته از زیست‌شناسی داروینی است. همان‌طور که در زیست‌شناسی در میان انواع موجودات تفاوت‌هایی وجود دارد آنکه قوی­تر است سلطه به‌وجود می­آورد در میان گروه‌های شغلی و طبقاتی نیز آنکه قوی­تر است مسلط­تر است و کنترل شهر را به‌دست می­گیرد. به‌عنوان نمونه درختان در جنگل از طریق نور کنترل جنگل را در دست می­گیرند و بخش تجاری نیز در یک شهر از طریق موقعیت مرکزی کنترل را در دست می­گیرد و اعمال سلطه می­کند.[8]
پارک شهر، اجتماع و ناحیه را مفاهیمی صرفا جغرافیایی ندانسته است و آن‌ها را نوعی "ارگانیسم اجتماعی" و یا در جایی دیگر یک واحد "ارضی-کارکردی" می­داند. از نظر پارک و مکتب شیکاگو شهر ترکیبی از عناصر مادی (مدنیت) و غیر مادی (اخلاقی) است که بخش دوم مهم­تر است.[9] از نظر پارک شهر همانند یک اندام زنده اجتماعی محل اسکان طبیعی انسان متمدن می­باشد بدین معنا که شهر نمایانگر یک "ناحیه فرهنگی" با نمونه‌های فرهنگی ویژه است.[10] از نظر وی شهر نه‌تنها متشکل از افراد انسانی، امکانات اجتماعی، خیابان‌ها، ساختمان‌ها، چراغ­های برق، متروها، نهادها، بیمارستان­ها و مدارس است، بلکه یک قلمرو و منطقه روانی مشتمل‌بر؛ مجموعه­ای از شیوه­های کاربردی، نگرش­های سازمان‌یافته و احساسات را تشکیل می­دهد. بنابراین شهر دارای دو جنبه توأمان است: جنبه کالبدی و جنبه ماهیت انسانی.[11] از نظر پارک شهر کارگاه تمدن بشر است.[12]
از دید پارک و سایر متفکران و پیروان اکولوژی شهری، شهر به‌مثابه متغیر مستقلی است که می­تواند تبیین‌گر بعضی از تجارب و رفتارهای انسانی در چارچوب شهر باشد. پارک در این مورد می­گوید:
«ساخت شهر با پیچیدگی و گستردگی مشهود خود، اولین چیزی است که ما را تحت تاثیر قرار می­دهد. اما چنین ساختی خود بر طبیعت آدمی استوار است و ساخت شهر نمودی از این طبیعت به‌حساب می­آید. از سوی دیگر سازمان وسیعی که شهر نام گرفته است و در پی پاسخ به نیازهای ساکنین پا به عرصه وجود نهاده، خود پس از شکل‌گیری به‌مثابه عنصری خارجی بر ساکنین تحمیل می­شود و براساس طرح و علایق نهفته خود به ساکنین شکل می­بخشد.»[13]
 
تقسیمات اکولوژی
این دانش تقسیم‌بندی­های متفاوتی را دربر می‌گیرد. بر‌اساس یک تقسیم‌بندی عمومی، اکولوژی به دو شاخه اصلی تقسیم می‌شود:
الف) اتواکولوژی (Autoecology): که به بررسی یک موجود زنده به‌صورت منفرد یا عده‌ای از افراد متعلق به یک گونه با محیط اطرافش را گویند.
ب) سین‌اکولوژی(Synecology) : بررسی موجودات زنده به‌صورت جمعی با محیط اطرافش را گویند.
در یک تقسیم‌بندی دیگر اکولوژی به سه شاخه تقسیم می‌شود:
الف) اکولوژی گیاهان
ب) اکولوژی جانوران
ج) اکولوژی انسان.[14]
 
مفاهیم متداول در مکتب اکولوژی
1. تسلط (Dominance)؛ به این معنی که به‌عنوان مثال یک درخت می‌تواند بر محیط مسلط شده و نور را به‌خود تخصیص دهد و دیگران را از این امر محروم کند. در شهر نیز ممکن است چنین اتفاقی بیفتد. به‌عنوان مثال یک فعالیت اقتصادی در شهر مثل تجارت یا صنعت می­تواند بر محیطی مسلط شده و شکل آن محیط را تحت اختیار خود قرار دهد و بر آن محیط مسلط شود.[15]
2. هجوم و استقرار (Invasion Succession)؛ هجوم به‌معنی حرکت یک گروه یا قوم یا نژاد از یک منطقه شهری به یک منطقه دیگر است. و در صورتی که هجوم موفقیت‌آمیز باشد ساکنین قبلی آن منطقه را بیرون می‌کند و خود در آن منطقه مستقر می­شود.
3. همزیستی (Symbiosis)؛ به معنی وابستگی متقابل میان ارگانیسم‌های غیرشبیه است. یعنی نوع طبیعی همکاری اجتماعی. مثلا گیاهان میوه خود را به حیوانات می­دهند و حیوانات تخم میوه را در محیط پخش می‌کنند و باعث تکثیر آن می­گردند. همین رابطه در تقسیم کار میان مشاغل گوناگون در محیط شهری دیده می­شود.[16]
 
نظریه دوایر متحدالمرکز
بعد از پارک شاگردانش در مکتب شیکاگو با مطالعات تجربی تلاش کردند تا نظریه‌هایی در مورد چگونگی شکل‌گیری شهرهای صنعتی و بافت آن‌ها ارائه دهند. معروف‌ترین آن‌ها نظریه دوایر متحدالمرکز برگس (Ernest Watson Burgess: 1886-1966) است. اصل اساسى که در مدل توسعه فضاهاى درون‌شهرى برگس نهفته است از این فرضیه مایه مى‌گیرد که رقابت و همسازى تعیین کنندهٔ اندازه و سازمان اکولوژیک اجتماع انسانى است. به‌عبارت دیگر صور زندگى اجتماعى با فضا و مکان اشغال‌شده رابطه‌اى تنگاتنگ داشته، توزیع مکانى جمعیت از ارتباط دائمى رقابت و اجتماع در چارچوبى مکانى شکل مى‌گیرد. در واقع از نظر این مکتب، هر آنچه که در شهر رخ مى‌دهد، موضوع جامعه‌شناسى شهرى به‌شمار مى‌رود.[17] برگس معتقد است که شهرهای مدرن الگوی دوایر متحدالمرکز را پیدا می­کنند که هر یک از این دوایر خصایص ویژه خود را دارا می­باشند.
 
 

مدل توسعه فضا از برگس
 
منطقه اول: منطقه تجاری مرکزی؛ این منطقه جایی است که قیمت زمین بسیار بالاست و فروشگاه‌های بزرگ، بناهای اداری، بانک­ها و مراکز فعالیت اقتصادی در آن واقع شده‌اند. علاوه‌بر این، این منطقه شامل خدمات رفاهی و تفریحی و فرهنگی می­شود مثل هتل­ها، رستوران‌ها، تئاترها، سینماها، موزه­ها و از این قبیل می­شود. جمعیت زیادی روزانه به درون این منطقه حرکت می‌کند و از آن بیرون می­آید. این هسته مرکزی کانون اصلی و اولیه سکونت‌گاه‌ها شهری بوده است.
منطقه دوم؛ نزدیک هسته مرکزی؛ ساکنین کم‌کم مبدل به مهاجرین تازه‌وارد به شهر و یا افراد کم‌درآمد می­شوند که به‌دنبال مسکن ارزان هستند. در این منطقه اماکنی مانند مسافرخانه­های گمنام و از این قبیل هم واقع شده‌اند. کج‌رفتاری در این منطقه بسیار رواج دارد.[18]
منطقه سوم؛ سکونت‌گاه‌های کارگران؛ شامل مسکن نسبتا ارزان و کوچک می­گردد. بعضی کارخانه­ها در این قسمت واقع شده‌اند. و ساکنین آن اغلب در کارخانه کار می­کنند.
منطقه چهارم؛ منطقه حومه­ای؛ شامل محلاتی می­شود که در اطراف شهر وجود دارند. در بعضی از موارد هم شهرک‌های حومه­ای در اطراف دوایر به‌وجود می­آیند. این منطقه محل سکونت طبقات مرفه با خانه­های ویلایی است.[19]
                                
نقد مکتب اکولوژی انسانی کلاسیک
از بین انتقادهای وارده بر جنبه نظری مکتب اکولوژی کلاسیک، سه انتقاد بسیار جدی بوده و کماکان مورد چالش‌اند:
1. پارک ادعا می­کرد که نظم زیستی و نظم فرهنگی و اخلاقی جامعه از هم جدانشدنی هستند ولی در عمل بیشتر مباحث این مکتب، به بعد زیستی رفتارهای جمعی توجه دارد و به بعد اخلاقی و فرهنگی جامعه توجه نکرده است.[20]
2. این انتقاد به روش‌شناسی آن‌ها بستگی دارد که اگر روش‌شناسی آنان پوزیتیویستی و حس‌گرایانه است، پس باید علاقه آن‌ها به شئ باشد. بنابراین نباید برای نظریه‌پردازی از عناصر بنیادینی که تعیین کننده کیفیت و چگونگی سازمان­های انسانی هستند بپردازند.[21]
3. مکتب اکولوژی انسانی یک مکتب غیرسیاسی است. کاستل معتقد است که رقابتی که پارک توصیف می­کند اکولوژیک نیست، بلکه این روابط جلوه­ای از نظم موجود سرمایه‌داری است. وقتی که پارک روابط موجود را طبیعی در نظر می­گیرد این یک توجیهی برای وضع موجود خاص است. پارک افراد جامعه را مانند یک درخت و گیاه در نظر می­گرفت که در بین آنان روابط سلطه و قدرت وجود ندارد. در حالی که نابرابری­های اجتماعی که در بین محله‌های فقیرنشین و گتوها دیده می­شود نه‌تنها اجتناب‌ناپذیر و طبیعی نیستند بلکه معلول روابط مبتنی‌بر سلطه هستند. افرادی که در یک چنین شرایط اسفناکی زندگی می­کنند به این دلیل است که انتخاب و فرصت دیگری ندارند.[22]
 
رویکرد جدید در مکتب اکولوژی انسانی
مکتب اکولوژی انسانی در دهه 50 شاهد رویکردی نوین از لحاظ روش‌شناسی بود. این رویکرد توسط آموس هاولی (Amos Henry Hawley: 1910-20109)، به‌وجود آمد. به‌‌‌عقیده هاولی ارزش‌ها و انگیزه­های فردی هرچند نقش مهمی در توسعه اجتماعات انسانی دارند اما نقشی در رویکرد اکولوژیک ندارند. هدف نظری اکولوژی انسانی در واقع ارائه توصیفی از "ریخت‌شناسی یا شکل جمعی تحت تأثیر شرایط و متغیرهای بیرونی" است. وی برای مکتب اکولوژی چهار اصل را در نظر می­گیرد:
الف) وابستگی متقابل
ب) کارکرد اصلی و کلیدی
ج) تمایز یافتگی
د) سلطه[23]
"دانکن" نظریه‌پرداز دیگر در رویکرد جدید اکولوژی انسانیعقیده دارد که نظام اکولوژیک متشکل از واحدهایی است که از لحاظ کارکردی متقابلا به یکدیگر وابسته هستند. واحدهای یک ترکیب اکولوژیک از این قرارند: جمعیت، محیط، تکنولوژی انسانی و سازمان انسانی. از نظر دانکن تمام این واحدها و متغیرها باهم در ارتباطند و باهم در تعامل هستند.[24]
 
نقد رویکرد نوین مکتب اکولوژی انسانی
انتقادات وارده به این رویکرد جدید از این قرارند:
1. این رویکرد برای تحلیل نظام­های اجتماعی به کنش­های هدف‌دار و معنا‌دار افراد توجهی نشان نمی­دهد. در حالی‌که بدون توجه به کنش­های هدف‌دار و معنادار در این مکتب نمی­توان به تحلیل نظام‌های اجتماعی پرداخت.
2. این رویکرد مفهومی خیالی و فانتزی و آرمان‌شهر از جهان اجتماعی ارائه می­دهد و پدیده­های طبیعی مانند عدم ثبات و اختلال و ستیز را به‌راحتی به‌عنوان پدیده­های کجرو، غیرعادی و بیمارگونه در نظر می­گیرد.
3. این انتقاد به این برمی­گردد که با توجه به اصل وابستگی متقابل اکولوژیست‌ها و در نتیجه وابستگی که بین محل‌ها، نواحی و دولت­ها در جهان امروز، وجود دارد پس تنها واحد اکولوژیک نظام جهانی است. در صورت پذیرفتن این انتقاد، جایگاه شهر به‌مثابه اجتماع اکولوژیک مخدوش می­شود.[25]


[1]. http://biology.somee.com/forum_posts.asp?TID=100
[2] . بیرو، آلن؛ فرهنگ علوم اجتماعی، باقر ساروخانی، تهران، کیهان، 1366، چاپ اول، ص99.
[3] . بروس، کوئن؛ مبانی جامعه‌شناسی، غلامحسین توسلی و رضا فاضل، تهران، سمت، 1372، ص291.
[4] . همان، ص291.
[5] . بیرو، آلن؛ پیشین، ص99.
[6] . ممتاز، فریده؛ جامعه‌شناسی شهر، تهران، انتشار، 1379، ص124.
[7] . ساوج، مایک و وارد، آلن؛ جامعه‌شناسی شهری، ابو القاسم پوررضا، تهران، سمت، 1387، ص21.
[8] . افروغ، عماد؛ فضا و نابربرای‌های اجتماعی، تهران، مدرس، 1377، ص96.
[9] . ربانی، رسول؛ جامعه‌شناسی شهری، اصفهان، سمت، چاپ دوم، 1385، ص3.
[10] . وبر، ماکس؛ شهر در گذر زمان، شیوا کاویانی، تهران، سهامی انتشار، 1370، ص38.
[11] . همان، ص51.
[12] . عظیمی، ناصر؛ برنامه‌ریزی منطقه­ای شهر و انباشت سرمایه، مشهد، نیکا، 1384، ص35.
[13] . پیران، پرویز؛ دیدگاه‌های نظری در جامعه‌شناسی شهر و شهرنشینی، اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال پنجم، شماره سوم، 1369،ص67.
[14]. http//microbiology.84.Persiagig.com
[15] . ممتاز، فریده؛ پیشین، ص126.
[16] . همان، ص127.
[17] . وبر ، ماکس؛ پییشن، ص38-40.
[18] . ممتاز، فریده؛ پیشین، ص131.
[19] . همان، ص132.
[20] . افروغ، عماد؛ پیشین، ص102.
[21] . همان، ص103.
[22] . همان، ص103.
[23] . همان، ص105.
[24] . همان، ص106.
[25] . همان، ص107.

 

توجه به اكـولــوژی=توسعه پایدار در امر آبزی پروری

 

نویسنده: كیانوش مقدم / گروه علمی شركت تعاونی آبگین آبادان

اكولوژی دانش شناخت اثرات محیط بر روی موجودات زنده، اثرات موجود زنده بر روی محیط و ارتباطات متقابل بین موجودات زنده است، هنگامی كه اكولوژی موجود زنده ای مورد مطالعه قرار می گیرد هدف تعیین این موضوع است كه چرا موجود مورد بحث در محیط های خاص و تحت شرایط معینی زندگی می كند؟ شرایط محیطی چه اثراتی بر روی موجود زنده دارد و موجود زنده چه تحولاتی در محیط پدید می آورد؟ بعبارتی اكولوژی مطالعه موجود زنده و محیط یا مطالعه روابط متقابل بین موجود زنده و محیط و یا مطالعه ساختمان و كیفیت وقوع پدیده های زیستی در طبیعت و یا شناخت ساختمان و نحوه كاركرد طبیعت است. تحقیق درباره شرایط محیطی بر روی موجود زنده یكی از اهداف مهم اكولوژی است.

فیزیولوژی علم دیگری از شاخه های علم بیولوژی است كه بر روی همین هدف پایه گذاری شده و توسعه یافته است. پس تشابه و اشتراك بین دو شاخه علمی اكولوژی و فیزیولوژی وجود دارد لیكن اختلاف این دو در این است كه فیزیولوژی اثرات تك تك عوامل محیطی را در شرایط آزمایشگاهی بر روی پدیده های حیاتی بررسی كرده و اكولوژی اثرات عوامل محیطی را در شرایط طبیعی بر روی موجودات زنده مورد مطالعه قرار می دهد. پس اكولوژی را می توان مطالعه ساختمان و فیزیولوژی طبیعت و یا به بیان ساده تر بیولوژی عنوان كرد.

لیمنولوژی (Limnology) مشتق از دو كلمه یونانی Limne به معنای تالاب، آبگیر، دریاچه و یا باتلاق و logos به معنای شناخت است، پس لیمنولوژی دانش شناخت آب های داخلی (inland waters) می باشد كه با تمامی عواملی كه بر حیات جمعیت این آبها تاثیر می گذارند در ارتباط است. لیمنولوژی به مطالعه آب های ساكن و جاری می پردازد. این دانش ابزارها، جنبه های كیفی و راهكارهای عملی شناخت و توسعه پایدار را برای شیلات و محیط زیست آبزیان فراهم می كند.

لازم به شرح است كه توسعه پایدار یك كشور منوط به توسعه سه بخش اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، زیست محیطی است كه بی توجهی به هریك از این بخش ها موجب عدم دسترسی به یك توسعه پایدار می گردد. مباحث اكولوژی و لیمنولوژی مانع توسعه تكنولوژی محسوب نمی شود. در صورت استمرار بی توجهی به بخش زیست محیطی، این عامل می تواند موجبات سقوط برخی از كشورهای بزرگ صنعتی جهان را در طی دهها سال آینده سبب شود. بعنوان مثال هرچند چین از قدرت های صنعتی جهان محسوب نمی شود ولی در طی چند سال گذشته دارای رشد اقتصادی بسیار ممتازی بوده است و به شدت و سریع به سمت صنعتی شدن به عنوان یكی از بزرگان جهان پیش می رود اما قابل پیش بینی است كه این كشور با چنین زیرساخت های زیست محیطی و استفاده از سوخت های فسیلی توسعه پایداری نداشته و هیچ گاه به رشد صنعتی كشورهایی همچون ژاپن یا آلمان نخواهد رسید. اكولوژی و لیمنولوژی مناسبترین روش ها را در جهت توسعه تكنولوژی پیش روی جوامع قرار می دهند.

لیمنولوژی در مفهومی وسیعتر اكولوژی آبزیان است و با تاثیرات متقابل آبزیان و عوامل فیزیكوشیمیایی محیط زیست آنها مرتبط می باشد. دكتر Owen T. Lind بیان می كند: برخی تمایلی نسبت به مطالعه درمورد شیمی و فیزیك آبها ندارند و بررسی سیستم های غیرزنده برای آنان اغلب كسالت بار است كه این عدم تمایل گاهی به ارائه تفسیرهای تخیلی از اجزای اكوسیستم و یا در شرایط بدتر به ارائه داده های اشتباه فیزیكی و شیمیایی منجر خواهد شد. درصورتیكه مطالعه ظرافت و شگفتی های زندگی آبزیان همراه با آگاهی پژوهشگر از پویایی این سیستم ها، تحلیل تمامیت این نظام ها را نه تنها ضروری می سازد بلكه آن را جذاب می كند. سؤال همیشه مطرح این بوده كه چگونه بدون آگاهی از پارامترهای فیزیكوشیمیایی آب محیط های پرورشی مدیریت های تغذیه ای، بهداشت و پیشگیری از بیماری ها و . . . صورت می گیرد.

یكی از مشكلات عمده در تولید نامناسب و زیان های اقتصادی به آبزی پروران و به تبع آن خسارت به سرمایه گذاری های ملی عدم توجه به شیمی و فیزیك آب است؛ البته بی توجهی به ژئوشیمی (شیمی خاك) نیز تبعات منفی را دربردارد. شیمی آب یكی از علوم مرتبط با محیط زیست است كه اطلاعات ارزشمندی را از ساپروفی و تروفی در اختیار پرورش دهندگان قرار داده و شرایط مطلوب و نامطلوب را در ارتباط با گونه های پرورشی برای مزرعه داران پرتلاش عرصه آبزی پروری روشن می نماید.

ماهی جانداریست كه حیات و رشد آن در ارتباط تنگاتنگ و دائمی با محیط زندگی اش یعنی آب است. شرایط نامطلوب زیست محیطی پیكره آب (water body) فعالیت های بیولوژیكی ماهی را تحت تاثیر قرار داده كه بسته به شدت و نوع این عوامل نامطلوب قسمتی از فعالیت های بیولوژیكی ماهی مختل و درصورت شدت موجب مرگ و میر و تلفات بیوماس پرورشی و بیوماس های دیگر در پیكره آبی می شود. بطوركلی مدیریت كنترل كیفی آب در ارتباط با پرورش ماهی باید به گونه ای باشد كه امكان حیات، تغذیه و رشد مناسب فراهم شود تا بتوان در زمان مناسب به بهره برداری اقتصادی مطلوبی دست یافت.

پس بیاییم با آب كه آبزیان را همچون مادری در دامان خود می پروراند دوست باشیم و با توجه به رموز آن، مدیریت تولید ماهی را در طی مدت پرورش هدایت نماییم. تامل در مورد مدیریت كنترل كیفی آب نوعی تدبیر و دوراندیشی محسوب شده و همان معنای پیشگیری بهتر از درمان را تداعی می كند. در مدیریت پرورش آبزیان معنای علاج واقعه قبل از وقوع آن از اهمیت بسزائی برخوردار است، چراكه در بسیاری از موارد بروز شرایط حاد تنفسی و شیوع بیماری بطور پنهان و آرام و بدور از چشم پرورش دهندگان در داخل آب اتفاق افتاده و بطور ناگهانی موجب تلفات شدید آبزیان و كاهش چندین تن از محصول می شود.

بطور قطع یكی از اساسی ترین پایه های پیشگیری از بیماری ها و بهداشت محیط زیست آبزیان كنترل كیفی آب است. مدیریت كنترل كیفی آب برای كسب تولید بیشتر در واحد سطح یا حجم و كاهش هزینه ها در امر آبزی پروری حیاتی است و اگر مزرعه ای شرایط مطلوب زیست محیطی را برای بیوماس پرورشی خود مهیا نكند باید مطمئن بود كه اگر تلفاتی نیز رخ ندهد، در آینده تولید مطلوبی نخواهد داشت.

رشد یكی از جنبه های بیولوژیك ماهی محسوب می شود. از نظر انرژی رشد تغییر كالری مصرفی به صورت ذخیره ای می باشد كه این انرژی ذخیره ای به صورت بافت بدنی و تولید مثلی در می آید و از نقطه نظر انرژی بخصوص برای درك فاكتورهایی كه بر روی رشد اثر می گذارند مفید است. متابولیسم مجموع آنابولیسم (anabolism) (سنتز بافت یا جنبه سازندگی builing up) و كاتابولیسم (catabolism) (شكستن اتصالات شیمیایی با استفاده از انرژی یا جنبه ویران كنندگی) است. پس در یك ماهی در حال رشد میزان آنابولیسم بیش از كاتابولیسم است. عوامل عمده ای كه روندهای آنابولیك را كنترل می كنند شامل هورمون های رشد از هیپوفیز و همینطور هورمون های استروئیدی از غدد جنسی می باشد، اما میزان رشد ماهی تا حدود زیادی متغیر است و تا حدود زیادی به عوامل محیطی مانند دمای محیط پرورشی آبزیان، میزان آمونیاك (یونیزه و غیریونیزه)، شوری، اكسیژن محلول، فتوپریود، PH، نیترات و نیتریت، فلزات سنگین، TDS، TSS، شفافیت، COD، BOD و . . . وابسته است. رشد سریع و مطلوب نشاندهنده تغذیه كافی و وجود شرایط بهینه از جمله شرایط مطلوب زیست محیطی است درحالیكه رشد كند به احتمال قریب به یقین در اثر كافی نبودن غذا و نامساعد بودن شرایط دیگر می باشد.

دما: دما مهمترین متغیر محیطی است و سوخت و ساز یا متابولیسم های ماهی وابسته به درجه حرارت محیطش می باشد. در هر دمای مشخص یك جیره مطلوب برای حداكثر رشد موجود است.

اكسیژن محلول (DO): مقدار آن در میزان رشد و كارایی تبدیل غذایی (FCR) و همچنین SGR موثر است؛ بطوریكه با كم شدن مقدار اكسیژن محلول، ماهی ها دچار بی اشتهایی می شوند. در هر گونه با توجه به میزان حساسیت به كمبود اكسیژن می توان معیاری را در نظر گرفت كه در آن گونه می تواند موجب بی اشتهایی و كاهش رشد و همچنین تلفات گردد.

آمونیاك: ماده دفعی اصلی ماهیان است كه اگر غلظت آن در آب افزایش یابد باعث كاهش میزان رشد می شود. آمونیاك مولكولی NH3 برای ماهی ها از سمیت زیادی برخوردار است زیرا به علت نداشتن بار الكتریكی به راحتی از دیواره سلولی ماهیان عبور می كند. البته تركیبات آمونیاكی می توانند از طریق منابع آبی، كوددهی و تجزیه مواد آلی در آب نیز به وجود آیند. مقادیر تحت كشنده آمونیاك در آب باعث كاهش رشد می شود. میزان نسبت دو شكل آمونیاك یعنی آمونیاك غیریونیزه و آمونیاك یونیزه به PH آب بستگی دارد. پس اندازه گیری قدرت هیدروژنی یا یون هیدرونیوم در روش های پرورش متراكم ماهی در آب شیرین قسمتی از عملیات ضروری را تشكیل می دهد.

شوری: به مجموع املاح محلول در آب اطلاق می شود و آن را با Ec یعنی قابلیت هدایت الكتریكی نشان می دهند. اگر روش های انتقال فعال یونی و تنظیم اسمزی به خصوصصیات محیطی پاسخ دهد میزان رشد تغییر می كند. این پاسخ ها نیاز به انرژی نگهداری را زیاد كرده كه در صورت ثابت ماندن انرژی غذای بلعیده شده و انرژی دفعی یا ترشحی میزان رشد كاهش پیدا خواهد كرد.

در پایان شایان ذكر است عوامل فیزیكوشیمیایی متعدد دیگری -همانطور كه در مطالب فوق به آن اشاره شده است- در موفقیت آبزی پروری دخیل هستند كه در این نوشتار كه هدف از آن تنها آشنا كردن پرورش دهندگان ماهی كشور -كه تعداد قابل توجهی از آنها را شركت های تعاونی تشكیل میدهند- با مبحث لیمنولوژی می باشد، نمی گنجد.



 
  -------------- ----------- -----------
صفحات
نویسندگان
برچسب ها
نظر سنجی
آیابرای نویسندگی و طراحی وتشکیل انجمن می توانید دست دوستی داده و با ماهمکاری کنید؟



دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
 ------------------------------------------

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

-------------------- -------------- --- تماس با ما ------------------------ ---------------------------
 ------------------------
weblogbartar.ir
weblogbartar.ir
------------------ -------------------------




------------------------------
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
------------------------------------
-------------------------------- ------------------------------- -----------------------------

بهداشت محیط زیست

-----------------------------

بهداشت محیط زیست

------------------------------ --------------------------------
--------------------------
--------------------------------- تماس با ما ------------------------